محمد جعفر خور موجى

291

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )

و انصاف موضوع ، و آثار ظلم و اعتساف را مرفوع فرمايند . شطر اعظم و شرط عمده و اهم اين مطلب ، حفظ اختر شخص سلطنت است از و بال ، و صيانت گوهر اصل خلافت است ، از اختلال و زوال ؛ تا بندگان خدا بعد از هدايت به ضلالت نروند ، و رعيت به تعدد رعات متفرق و تباه نگردند . بايد هم در عهد دولت و ايام سلطنت خود ، وراثت ملك و ناخدايى فلك را به فرزندى كه از جانبين سلالهء تاج و تخت ، و از طرفين به وراثت ديهيم و اورنگ اقرب و انسب ، و به شخصه در حسب و عقل و ادب شايسته و اليق باشد ؛ تفويض فرمايند ، تا آنكه شخص فتنه از خواب بيدار ، و وجود شر و فساد آشكار نيايد . بيت سلطنت را اصل بايد پادشاهى را تبار * تا به استحقاق بتواند كه باشد شهريار در اين سال خجسته‌فال نيكومآل ، رأى مبارك خديو بيهمال كه پيش طبع غيب - دان ، وراى ملك آرايش ، مشكل غيبى و راز آسمانى محسوس و مشهود است ، چنين اقتضا فرمود كه از شاهزادگان چهارگانه - كه هريك درّ درج شرافت ، و رخشان اختر برج خلافتند - يكى را اسباب مزيت مرتب فرموده ، زيب رتبت افزايند ، به تفويض ولايت عهد و وراثت خلافت سرافرازش فرمايند . در باطن به حكم « ارباب الدول ملهمون » و به ظاهر نظر به صادرات افعال ستوده ، و واردات گفتار پسنديده ، كوكب آسمان سيادت ، و اختر افق سعادت ، شاهنشاه زادهء ايران ، وارث ملك كيان ، خسرو اعظم را معظم جهان‌بين ، شاهزاده مظفر الدين ميرزا ، كه آثار شهامت و جلالت در ناصيهء مبين ، و غرّهء جبين او هويدا و دلايل يمن و سعادت ، و مخايل بزرگى و فخامت از حركت و سكون او پيدا ، و از بطن پاك صبيهء مرضيهء شاهزادهء فتح اللّه ميرزا بود ، منتخب و مشخص فرمود . در ساعتى خالى از و بال ، و زمانى مبرا از نكال ، فرمان همايون قضا جريان ، از نتايج افكار ابكار صايب وزير امور خارجه شرف صدور يافت . مقاليد اقاليم ايران ، و وراثت تاج و ديهيم ممالك كيان ، به دو ارزانى فرمود . يك قطعه نشان مهر نشان مزين و موشح به تمثال همايون ، و يكرشته حمايل آبى مخصوص